سکوت عجیبیه. به شکل عجیبی همه ساکتن و هیچ کاری نمیکنن. نه حرفی نه سخنی نه مصاحبه ای نه سخنرانی ئی، نه تصمیمی، نه اکتی... هیچی...

هم مردم ساکتن و منتظرن ببینن چی میشه، هم امرا ساکتن و منتظرن ببینن چی میشه. در حالی که باید طرف بازی کنه. و الا نوبت از دستش میپره. احساس میکنم همه دارن به هم نگاه میکنن و میگن چه کنم؟

این بهت زدگی و حس این که کاری از دستمون بر نمیاد تنها باعث میشه طرف مقابل نقشه ای که کشیده(چه خوب چه بد) رو بدون مزاحمت ببره جلو.

احساسم بهم میگه این سکوت بیش از حد عجیب خیلی مشکوکه و به نظرم شبیه آرامش پیش از طوفان میمونه. طوفانی خیلی مهیب. امیدوارم خداوند نگاه رحمتی به ما مردم عادی بکنه فقط.