یه روندی شروع شده که تا الان شاخص بورس 25% رشد کرده. و احتمالا همین اندازه هم جا داشته باشه که بازم رشد کنه. اما چرا؟
از اوایل سال بود که هر روز که میگذشت احتمال اومدن ترامپ و برنده شدنش بیشتر میشد. برنده شدن ترامپ از نظر سابقه که نگاه کنیم به معنی تحریم گسترده ایرانه و بعد از برنده شدن ترامپ تقریبا قطعیه که قراره فشار های اقتصادی به کشور افزایش پیدا کنه که مهمترینش تحریم نفته.
منبع درآمد دولت مهمترینش فروش نفت، مالیات، فروش دارایی(مثل شرکتهای دولتی) و فروش اوراق قرضه ست.
دولت برآورد میکنه که قراره درآمد نفتی شدیدا آسیب ببینه. لازم به ذکره که بودجه امسال 35% از نفت تامین میشه. پس اگه مثلا فروش نفتو ترامپ نصف کنه، 17% به کسری افزوده میشه که اگه بخاد از طریق چاپ پول تامین بشه تقریبا یه تورم 80 درصدی رو داریم.
خب دولت میاد میگه چی کار کنم؟ باید بریم سراغ منابع دیگه. از طریق اوراق قرضه نمیتونه کسری بودجشو جبران کنه چون نرخ بهره خیلی بالاست و باید بالاتر هم ببره تا اوراقاشو بخرن. در این صورت تولید رو زمین میزنه و هم رکود میشه و هم درآمد مالیاتیش کم میشه. شرکتهای دولتی رو هم نمیخاد بفروشه چون اولا کلی گیر و گور بروکراسی داره و هم اصلا دوست نداره اقتصاد دولتی تضعیف بشه و اقتصاد خصوصی سهم بیشتری پیدا کنه. پس میمونه مالیات. برای اینکه بتونه مالیات بیشتری بگیره باید کاری کنه که درآمد و سپس سود شرکتها افزایش پیدا کنه. از این بابت اومده دلار نیمایی که حدود 40 تومن بود رو تا 54 تومن الان رشد داده و گفته میشه تا ماه آینده در سامانه متشکل ارزی به 60 تا 65 تومن میرسونه.
دلار 40 تومنی شرکتها اگه بشه 60 تومن یعنی درآمدشون 50% رشد میکنه و اگه حدودا هزینه هاشونم 50% رشد کنه سودشونم 50% رشد میکنه و درآمد مالیاتی دولت 50% رشد میکنه. نرخ بهره هم حتی اگه تغییرم نکنه اصولا شاخص کل بورس باید 50% رشد کنه. و از اونجایی که الان شاخص از 2 میلیون به 2.5 میلیون رسیده، جا داره که تا 3 میلیون رشد کنه. چون 3 میلیون 50% بیشتر از 2 میلیونه. پس بورس فعلا صعودی خواهد بود.
یه شانس بدی که آورده اینه که جنگ منطقه ای به ضرر ایران تموم شده و ریسک نا امنی برای ایران بالا رفته و به همین خاطر نتونسته دلار رو تو سطوح پایین تر کنترل کنه. و امروز دلار آزاد 72.5 بود. از این بابت هم رشد دلار پایه نیمایی و هم رشد دلار آزاد تورمی رو به مرور به مردم تحمیل میکنه که هم انتقادات به دولتو افزایش میده و هم میتونه مخل برنامه های دولت برای آزاد سازی نرخ ها باشه.
عمده فرق دولت پزشکیان با دولت رئیسی هم تو همین سیاست اقتصادیه. رئیسی میومد همه قیمت های داخلی و در راس اون دلار نیما رو سرکوب میکرد و این باعث میشد تورم مثلا تا 30% بیاد پایین و انفجار قیمت ها رو به آینده(آینده ای مثل دوره بازگشت ترامپ) موکول میکرد. کسری بودجه اش رو هم از طریق افزایش هزینه شرکت ها نظیر گرون کردن نهاده های تولید مثل گاز و حق معدن و تعرفه های عجیب و غریب جبران میکرد. شانس هم آورده بود و در دولت بایدن میتونست نفتشو بفروشه. همه پول ها رو هم مصرف میکرد و چیزی سرمایه گذاری نمیکرد. اوراق قرضه رو هم فروششو تا جایی که جا داشت بالا برده بود به همین خاطر نرخ ربا رو تا 40% هم بالا برد تا اوراقاشو بخرن. اما دولت جدید با واقعیت ترامپ رو به رو شده و طوعن و یا کرهن! قیمت گذاری دستوری رو گذاشته کنار، دلار نیما رو میبره بالا، تبعات تورمیشو تا حد کنترل شده ای پذیرفته تا از تورم های خیلی بیشتر جلوگیری کنه و خداروشکر به تولید داره کمک میکنه.
همین بهمن ماه پیش رو که برسه یه موج بسیار بزرگ از پول هایی که با نرخ 30% از مردم-بانکها دولت رئیسی جمع کرده بود سر رسید میشه و پولها وارد بازار میشه. اگه براش برنامه ای نداشته باشن قطعا موج تورمی شدیدی رو به وجود میاره. تو این برهه زمانی که اسدم سقوط کرده اینا دوست ندارن تورم رشد کنه و مردم عصبانی بشن. اگه برنامه ای برای این پولا نباشه بخش بزرگیشم میره سمت دلار و طلا. اصلا فاجعه میشه. حالا یا باید با اوراق قرضه جدید دوباره جمعش کرد که با برنامه کاهش نرخ بهره بعیده همش جذب اوراق جدید بشه، و یا باید جذب بازارهایی مثل بورس بشه. از همین بابت دولت هم بدش نمیاد بورس فعلا رونق داشته باشه. چون بهمن بدی پیش رومونه. بدین جهت بورس حتی پتانسیل بیشتر شاخص 3 ملیونی رو هم تا حدودی داره.
الانم بهترین سهم های بورس سهم شرکت هایی هستن که دلاری مفروشن و در مدت اخیر رشد چشمگیری نداشتن و اصطلاحا عقب افتادن. مثلا پالایشگاه ها هر کدوم 40-50-60 درصد رشد کردن. اینا از بازار جلوترن و الان گزینه خوب محسوب نمیشن. بلکه الان بعضی معدنی ها و پتروشیمی ها که مثلا فقط 10-20% رشد کردن اینا رو باید خرید.