کلینت ایستوود

یه حقیقت خیلی ساده درباره یه آدم 95 ساله وجود داره و اون اینه که 40 سال پیش این فرد 55 سالش بوده...

اینجاست که آدم میفهمه عمر 95 سال خیلی زیاده...

انگشت خدا

تفاوت اون گلوله ای که به گوش بماله و رد شه و برای ریاست جمهوری محبوبت کنه یا جمجمرو بتکونه و مغزو پخش زمین کنه و ببرتت به ملاقات با خدا کلا 5 سانتی متره. این که اون گلوله امروز فقط مالید و رد شد رو من اسمشو میزارم انگشت خدا.

علی الظاهر خدا میخاد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بشه و انشالله که حداقل برای ما ایران نشین های این کره خاکی خیر باشه. گرچه بعید میدونم

خواب یک راز لو رفته

امروز رفتم بازار و با پولی که در عرض ۲-۳ ماه گذشته پس انداز کرده بودم طلا خریدم. دست خودم بود می‌ریختم توی بورس مخصوصا این که پزشکیان برنده شده و به نظر میرسه برخی از سیاست های مخرب دولت قبلی رو میخاد اصلاح کنه. ولی خب عیال طلا میخاست. دلار اندکی پایین اومده ولی طلای جهانی رشد کرده و فکر می‌کنم طلا رو جای خیلی خوبی نخریدم. میشد بهتر باشه... افسوس میخورم که طلایی که ۶ ماه پیش گرمی ۲۳۵۰ خریدم الان شده ۳۳۵۰...

برگشتنی رفتیم کبابی مسلم و غذای خوبی خوردیم که خاطره شد.

اما وقتی رسیدم خونه خیلی خسته بودم و گرفتم خوابیم.

در خواب دیدم پادشاه به محله ما اومده. شلوار گرمکن به پا داشت و تو جورابهاش کرده بود. قد بلند هیکل ردیف و ریش تقریبا بلند و تقریبا سفید، در سلامت کامل. تعجب کردم که این اینجا چی کار میکنه. رفتم پیشش و باهاش صحبت کردم دیدم خیلی عادی و خودمونیه. بعد دیدم یه مشت بچه مچه دنبالش راه افتادن اونم سرعتشو زیاد کرد و رفت ته کوچه و شروع به دویدن کرد. جوری که هیچکس نمیتونست بهش برسه. کوچه ۲ طبقه شده بود. یکی روگذر و یکی زیر گذر. پادشاه وارد زیر گذر شد و میدوید. من محله رو می‌شناختم و میدونستم زیرگذر آخرش کجاست. سریع رفتم آخرش و پادشاه به اونجا رسید. وایساد. حالت یک تراس بن بست بود. بعد من رفتم جلو و گفتم میشه باهات سلفی گرفت؟ گفت آره آره. یواش یواش دیگران رسیدن و همه بهش احترام میکردن و شروع کردن سلفی گرفتن. از نظر من پادشاه آدم ظالمی بود و فکر میکردم دیگران هم میدونن اون آ م ظالمیه و گهگاهی به ذهنم می‌رسید الان بیدفاعه و میتونی یه آجر تو سرش بزنی. دستم از پشت به آجر دیوار خورد وآجر شل بود از جاش در آمد. ولی باز هم دودل بودم و یه جوری که کسی نبینه آجر رو گذاشتم کنار. بعد رفتم بغل پادشاه. بهش چسبیده بودم. جمعیت زیاد شده بود. بعضی دوستای دوره دبیرستان و بعضی همکارام بودن. دیدم رئیس شرکتمونم اون تهه و منو نگاه میکنه و دوست داشت بیاد کنار من تا کنار پادشاه باشه ولی به خاطر جمعیت نمیشد. یکی از دوستانم با کوادکوپتر از همه عکس گرفت.

احساس کردم پادشاه حال خوبی نداره. حس مردن داره. شعر هایی رو با خودش زمزمه می‌کرد که معلوم بود در دوران کودکی و نوجوانی میخونده و خیلی تو خودشه و حس رفتن داره و چون من تقریبا تو بغلش بودم می‌شنیدم شعراشو. گرمای تنشو حس میکرم. تمام مدت یه لبخند از نوع افسوس میزد. بعد ناگهان تصمیم گرفت بره به خونه خودش که محل پادشاهی بود. همه متفرق شدن جز چند نفری که بچه هم بودن. دویدم دنبالش. دیدم مثل پیر مرد های قدیمی گوشت تنش ریخته و مثل پیرمردی اسکلتی شکل شده که پوستی روش کشیده باشن. ریش هاش کوتاه شده بودن و کاملا سفید. ولی سر حال بود. با خودم گفتم یا الان میتونم ازش یه سوال بپرسم، یا هیچ وقت.

به خودم جرات دادم. ازش پرسیدن تو دستور دادی فلانی رو بکشن؟ جدی شد، خشمگین نبود ولی جدی بود. انظار نداشت این سوال ازشرسیده بشه. یه نگاه بالا به پایین به من کرد. انگار که یه سوال احمقانه ازش پرسیده باشم. گفت: دستور رو من میدم ولی این که ۱۰ روز بعد، ۱۵ روز بعد اتفاق بیوفته دست من نیست. و من وایسادم و او رفت توی خونه اش.

احساس نا امنی سراسر وجودم رو فرا گرفته بود. احساس می‌کردم سوالی رو پرسیدن که نباید می پرسیدم. کنار پرایدی بودم از بالای سقف پراید، اونورش رو دیدم که یه آدم کچل قد کوتاه چپ چپ منو نگاه میکنه. ناگهان شات گانی رو به سمت من گرفت و خالی کرد و من سریع سرمو حرکت دادم و گلوله از کنار سرم عبور کرد و به من نخورد. ضربه ای بهش زدم و فرار کردم و احساس نا امنی کم شد. پیر مردهایی رو میدیدم که سوال و جواب من رو از پادشاه شنیده بودن و برای همدیگه و دیگر افراد بازگو میکردن. انگار که رازی لو رفته باشه.

از خواب بیدار شدم. حس عجیبی دارم...

صبح ظهور

فکر بکنید 30 اردیبهشت هاتفی از غیب میومد به پزشکیان میگفت، ببین تا کمتر از 50 روز دیگه رئیس جمهوری که همه روش اتفاق نظر دارن و به هر ضرب و زوری شده اوردنش بالا میمیره، تو تایید صلاحیت میشی، رای هم میاری، رئیس جمهور میشی... باورش میشد؟ میگفت برو بابا بینم....

تو زندگی آدم بعضی وقتا ازین اتفاقات هم میوفته...

تو زندگی من دو سه بار البته خیلی رقیقتر اتفاق افتاده. تو برهه های زمانی خیلی کوتاه اتفاقاتی بیوفته که باورشم برای آدم سخت باشه...

شب پر استرسی رو داشتم. با خودم میگفتم نکنه مثل 88 شه و از تو لپ لپ جلیلی بیاد بیرون. ولی ازونطرف میگفتم اگه میخاستن جلیلی بشه که رئیسی نمی افتاد. حتما میخان شرایط اقتصاد میخاد سخت شه برن با آمریکا بشینن صلح کنن... در کل صبح که نتیجه رو فهمیدم خیلی شاد شدم. فقط خدا کنه با یه دستور از بالا بزارن کار کنه.

منظور از کار کردن هم روشنه، یعنی گشایشهای مد نظرشو انجام بده. از قبیل قرارداد با آمریکا، واردات خودرو با قیمت پایین و بطبع رشد قیمت بنزین، تکنرخی شدن دلار، آزادسازی قیمت ها و نجات صنایع، رشد درآمد ها به دلار، فیلترینگ، آزادیهای اجتماعی و ...

به نظرم پزشکیان آخرین فرصت ایرانه برای این که یه کشور معمولی باشه. آخرین فرصته که مردم با حاکمیت گفتگو داشته باشن. آخرین فرصته که سیاست های این کشور منطقی باشه.

الان 50% مردم اومدن پای کار و مثل آدمی میمونه که با نمره 10 به صورت خیلی مرزی نمره قبولی رو گرفته.

اگه پزشکیان موفق نباشه، به هر دلیلی، چه ضعف خودشو تیمش، چه همراهی نکردن آمریکا یا هر دلیل دیگه ای، ماکسیمم 4 سال دیگه همین آقای جلیلی میاد و مشارکت میاد رو 30 درصد و خیلی راحت انتخاب میشه، احتمالا ریاست جمهوری رو هم کلا میندازن کنار و میکنن پارمانی و ایران هم با سرعت فزاینده ای به کره شمالی تبدیل میشه. منظور از کره شمالی یه کشور افراطی بسته با صنایع و اقتصادی درب و داغون و بدون هیچگونه امیدی خواهد بود. مردم سرخورده و فقیر و حاکمیت هم خشن تر خواهد شد. افراطی ها الان مثل گرگ زخم خورده ساکت و منتظر نشستن و با درد زخمشونو لیس میزنن و زوزه میشن... ولی منتظر فرصتن و برخواهند گشت...

به نفع هممونه که پزشکیان موفق بشه. امیدوارم انتخاب پزشکیان، خواست حاکمیت هم بوده باشه. اینطوری نباشه که اول میخاستن قالیباف بشه، مثل ماهی از دستشون لیز خورده باشه، بعد مجبوری به جلیلی تن داده باشن والانم پزشکیان، پروژه شکست خوردشون بوده باشه. اگه اینطوری بوده باشه مجلس اصولگرا پشت سر هم چوب لاچرخ پزشکیان میزاره و نمیزاره قدم از قدم برداره و فاجعه میشه.

این قضیه تو ماه های آینده مشخص خواهد شد. هم تو بحث کابینه، هم اومدن ترامپ وتوافق و دیگر چیزایی که پزشکیان وعده داده ...

خدا به مردم ایران رحم کنه فقط.

مقام شکرگذاری

شقيق بلخى از امام صادق عليه السلام از فتوّت پرسيد . فرمود : «تو [خود، ]چه مى گويى؟» . شقيق گفت : اگر به ما عطا شود ، شكر مى گزاريم و اگر از ما دريغ گردد ، صبر میکنیم. امام صادق عليه السلام فرمود : «سگ هاى مدينه نيز چنين مى كنند!» . شقيق گفت : اى پسر دختر پيامبر خدا! به نظر شما فتوّت چيست؟ فرمود : «اگر به ما عطا شود ، ايثار مى كنيم و اگر از ما دريغ گردد ، شكر مى گزاريم» .

.

فکر میکنم مقام من از شقیق بلخی یا سگ های مدینه هم پایین تره. چون شقیق و سگه حداقل وقتی بهشون میرسه شکر میکنن. ولی من وقتی بهم میرسه هیچی نمیگم و صبر میکنم و وقتی بهم نمیرسه به زمین و زمان بد و بیراه میگم...

بین پزشکیان و جلیلی

پزشکیان هر چی وعده میده رو احتمالا نمیزارن انجام بده. دست خودش نیست که برجامو احیا کنه. قالیباف تو مجلس، جلیلی تو مجمع تشخیص نمیزارن اصلا. فیلترینگ رو هم احتمالا خیلی نتونه برداره. یه وعده آزادسازی قیمت ها رو داده که اونم به وقتش وقتی سبک سنگینش کنه ببینه هزینه تورمی داره معلوم نیست انجام بده.

جلیلی هم که علنا میگه اینترنت هست ولی یه جاهایی یه طرفه(فیلتر) توافق با غرب هم ما طلبکاریم پس کنسله. با همون چین و روسیه همینطوری ادامه میدیم. خیلی هم برنامه دارم، برنامه دارم میکنه که اولا برنامشو 4 تا کومونیست اسلامی مثل خودش نشستن دور همدیگه معلوم نیست چی سمبل کردن، دوما همین چیزیه که تو دولت رئیسی اجرا میشد. یعنی اصولا برنامه ای که میگه اون برنامه ای که ما تو ذهنمون داریم نیست. از لحاظ اقتصاد هم که همینی که الان هست ادامه داره. یعنی یه اقتصاد دستوری سرکوب قیمتی به قیمت مستهلک شدن و نابودی صنایع، بسته و انحصاری به نفع رفقای حزب اللهی.

نهایتا من فکر میکنم دولت پزشکیان ماکسیمم همون دولت روحانیه. که توش هم فیلترینگ بود، هم برجام توش تو بن بست بود، هم اقتصاد روز به روز داغونتر میشد. و دولت جلیلی هم دولت دوم رئیسی یا بهتر بگم دولت چهارم احمدی نژاد خواهد بود. دقیقا همون تفکر و مدیرتی که همه بدبختی هامون از اونجا شروع شد.

همه اینارو بزاریم کنار آمدن ترامپ، کاهش فروش نفت، کسری بودجه زیاد من فکر میکنم دولت بعدی فارغ از این که کی بیاد رو کار یه دولت بسیار نا موفق با کوهی از مشکلات خواهد بود. آبروش هم خواهد رفت. مردمم از هر کی رئیس قوه مجریه بشه بعد از چند وقت متنفر خواهند شد.

فکر هم میکنم بخشی چشمگیر از جمعیت خاکستری(مثل خود من) فعال خواهد شد و به پزشکیان رای خواهد داد چون از جلیلی میترسه. از بین قالیبافیون هم اینطوری نیست که همشون برن به جلیلی رای بدن. شاید نصفشون به پزشکیان رای بدن. جلیلی اگه این دفعه هم رئیس جمهور نشه مشکلات کشور انقدری هست که هر کسی بیار تو دوره خودش مفتضح بشه. پس میتونه رو انتخابات بعدی، به شرط دوام سیستم حساب کنه.

اضافه شده در 17 تیر:

تو این روزای بعد انتخابات خوشحالم و حس منفی ندارم. از این که میبینم حزب اللهی ها سرخورده و شکست خورده اند لذت میبرم. خود من به تنهایی شاید حدود 10 نفر رو ترغیب به رای دادن کردم و امیدوارم با اصلاح امور به کارم افتخار کنم و یه روزی نرسه که بگم اونایی که تحریم کردن کار درستی کردن و از این کارم پشیمون نشم.

تبل تو خالی

واقعا چه تصورات اشتباهی از قالیباف داشتم و دقیقا باید جای جلیلی و قالیباف رو عوض میکردم.

یه دلیل برای رای دادن

Link

به نظر من اگه قرار بود جلیلی رئیس جمهور بشه، همون رئیسی کافی بود دیگه و هلی کوپترشم سقوط نمیکرد.

ولی از صداقت جلیلی خوشم میاد. برخلاف باقیشون، گردن میگیره حداقل. وقتی میگن با کتک خانوما چه میکنید، نمیگه نمیزنم، میگه عمق راهبردی قضیه رو شما نمیبینید. وقتی میگن اینترنتو چه میکنید، میگه اگه فیلتره باید یه جوری فیلتر باشه که هیچکس نتونه وصل شه... تو قضیه توافق هسته ای تکلیفش روشنه، بر خلاف بقیه که یکی به نعل میزنن و یکی به میخ آخرشم نمیفهمیم چی شد... این یعنی صداقت و ارزشش از دروغ و گردن نگرفتن رقبای دیگش بالاتره.

از افکار و عقاید جلیلی بدم میاد چون چون ایرانو به سمت کره شمالی شدن سوق میده ولی به خاطر صداقتش و این که میدونه این حرفا رو بزنه مردم بدشون میاد و حتی ممکنه سبد آرائش سبک شه ولی بازم حرف دلشو میگه... کلاه از سر بر میدارم.

متن مختصر تحلیلی دوم از انتخابات آتی، باب مناظرات

مناظراتو که دیدم به این فکر افتادم که هر 6 کاندیدای این دفعه به شکل عجیبی خیلی پیاده اند. از بحث اقتصادی چیزی نمیفهمند و اصلا متوجه نیستن با چه بحران اقتصادی طرف هستیم. انگار که تو فضای 1392 سیر میکنن و متوجه نیستن لبه پرتگاهیم.

پور محمدی از همه بهتر حرف میزنه ولی عجیبه که تا الان کجا بوده؟ به هر حال دخترش دانشگاه تهران اقتصاد خونده و احتمالا حرفاش رو بابا موثر بوده ولی دیر آمدی ای نگار سرمست. سابقه سالهای قبل جبران نمیشه. ولی به هر حال جالبه. البته آخوند بودنش هم رو سخنوریش بی تاثیر نیست.

قالیباف و جلیلی ، قالیباف و جلیلی همیشگی اند. همه میشناسیم و حرف جدیدی هم ندارن. جلیلی قشنگ میگه سیاست های بسته و انزواطلبانه و نزدیکی به کشوراهای اقتدار گرای دوست رو در دستور کار دارم که دمش گرم. حداقل دروغ نمیگه.

قاضی زاده از هر 3 کلمش، 2 کلمش "شهید رئیسیه" و اصلا در حد و اندازه کاندیداتوری نیست. البته الباقیشونم نیستن ولی خب این بیشتر.

پزشکیان هم هیچ حرفی برای گفتن نداره جز انتقاد به وضع موجود. علی الظاهر جز دیدگاه اصلاح گرایانش(که البته ارزشمنده ولی کافی نیست) هیچ برنامه خاصی هم تا الان نداره. دور و برشم مثل مگس اصلاحطلبای سنتی و دوره روحانی ریختن برا پست گرفتن. زحمتم نمیکشن یه برنامه ای دستش بدن. به طرز عجیبی ظریف داره براش گلو پاره میکنه تا رای جمع کنه. آذری جهرمی هم چهره ضد فیلتر در کنارشه که معلوم نیست میزارن فیلترو جمع کنه یا نه. چون تو دوره خودش تلگرام و اینستا فیلتر شد و هیچ کاری هم نکرد...

زاکانی هم واقعا زنندس. تا حرف میزنه عوقم میگیره. حرفاش همش لجن پراکنیه. بیسواد. نادان، خودبزرگبین، دیگر کوچک بین. کلا تو فاز چشم و ابرو اومدن، تحقیر کردن و حرفهای درشت زدنه. کارشم کوبیدن دوره روحانی و گیر دادن به پزشکیان و پور محمدیه. نمیدونم چرا به پور محمدی گیر میده در حالی که اصلا خطر محسوب نمیشه. زاکانی برای شخص خودم مایه عبرته که دنیا اگه ارزش داشت، افرادی مثل زاکانی توش رشد نمیکردن...

در بدبختی یک ملت همین بس که این 6 نفر افرادی باشن که بخان رئیس دولتش باشن...

در نهایت فکر میکنم مشارکت پایین خواهد بود و تا الان اتفاقی نیوفتاده که مردم خاکستری بیان وسط. بدین جهت تا الان قالیباف برندس.

روز اولی که بشینن رو کرسی طلایی رئیس جمهوری بر خلاف سوالات یکی از یکی مسخره تر مناظره، سوالات واقعی میاد رو میز...

آقا با کسری بودجه 800 همتی چه کنیم؟

آقا با ترامپ و تحریم چه کنیم؟

آقا با مستهلک شدن صنعت و نبود سرمایه گذاری چه کنیم؟

آقا با ناترازی گاز و برق و بنزین و آب چه کنیم؟