شروع طوفانی بهترین معلم پیانو جهان

دیروز استاد پیانومون بهم گفت یه قطعه عکس بده و یه کپی شناسنامه(که بهش دادم) برو آزمون فنی حرفه ای شرکت کن و مدرک مربی گری پیانوتو بگیر. از آخر سال پاره وقت میرم آموزشگاهش چرنی درس میدم.

اولین ثمرشو داره میده :)

پسر عموتو ببین معدلش 20 شده

این که یه کشور رقیب منطقه ای پیشرفت بکنه و رشد کنه و یکی که ما ازش خیلی نفرت داریم و اونم از ما زیاد خوشش نمیاد بیاد با زخم زبوناش برینه به هیکلمون و پز رقیبمونو بهمون بده... خیلی چیز خوبیه.

این باعث میشه تلنگری باشه که بفهمیم راهو چه قدر اشتباه رفتیم و باید اصلاح کنیم.

اگه این راهو ادامه بدیم ممکنه یه روزی که خیلی هم دور نیست... شاید 10 یا 20 سال دیگه... پز عراق و سوریه رو هم بهمون بدن.

از پیشرفتهای امارات و عربستان خیلی خوشحالم و امیدوارم در مسیری که میرن خداوند توفیق چند برابری بهشون بده.

و امیدوارم مایه عبرتی باشه برای صاحبان کشورمون، بلکه به فکر رشد و آبادانی و رفاه مردم باشن.

به قول قرآن

فساد و تباهى (از قبيل قحطى و آفت‌زدگى و بلاهاى گوناگون) در خشكى و دريا پديدار شد به‌سزاى آن‌چه دست‌هاى مردم فرا آورده است، تا [خداوند كيفر] برخى از آن‌چه كرده‌اند به آنان بچشاند، بلکه شايد باز گردند. (سوره روم آیه 41)

حس تخمی

حس جالبیه. امروز سرنوشت خیلی چیزا داره رو میز مذاکره مشخص میشه.

نشسته ام و منتظرم. وحس زیاد جالبی نیست که دارن درباره هست و نیستمون، کیفیت زندگی چند سال آیندمون... تصمیم میگیرن.

تحلیلگر بازار سرمایه

همکارم رفته کانال بورسی زده، با این کانالای تلگرامی خبری بزرگ هم مصاحبه کرده و بازار تحلیل کرده.

حالا منی که هر چی تو بورس میدونه رو من یادش دادم و میدونم نه علاقه ای به یادگرفتن نشون میده و نه علاقه ای به عمیق شدن، و میدونم که طرف یه صورت مالی ساده رو نمیتونه بخونه. رو هیچ سهم و صنعتی مسلط نیست... ولی اعتماد به نفسش جالبه.

واقعا اگه نصف اعتماد به نفس اینو داشتم الان جز آدمای سرشناس بازار بودم.

زیبایی در سادگیست

میگما تو هنر یا ورزش وقتی که خیلی حرفه ای میشه از زیباییش کم میشه. 2-3 تا مثال بزنم.

مثلا الان شطرنج بازای جدید تا حرکت 20 ام به ازای هر حرکت طرف حفظن که چه حرکتی رو بکنن و تازه از حرکت 20 ام بازی شروع میشه. خب این یعنی خلاقیت و زیبایی مرده.

یا همین فوتبال. از نظر من بازی های قدیمی خیلی قشنگترن چون بازیکنای اون موقع در برابر بازیکن های الان آماتور محسوب میشدن. بعد بینشون آدمهایی با خلاقیت بالا پیدا مشد که زیبا میشد بازی.

تحلیل یونگی سریال کوئینز گمبیت

نظر به این که برا بچه و خودم یه دوره آموزشی شطرنجو شروع کردیم، سریال کوئینز گمبیت که چند سال پیش همه میدیدنش(جز من!) رو دانلود کردم و تماشا کردیم و بچه خیلی خوشش اومد. ولی دیدم حیفه ساده از کنارش بگذریم. خواستم یه تحلیل خیلی مختصر روانکاوانه هم دربارش بنویسم.

این سریال عینا کلیشه سفر قهرمان رو داره روایت میکنه.

ابتدا کودک یتیم رو داریم که با انواع مشکلیات از بابت خونوادش مخصوصا مادرش روبرو هست رو داریم که به پرورشگاه میاد. توسط پیر خرد داستان که همون فراش پرورشگاه هست با شطرنج آشنا میشه و زندگیشو درون شطرنج جست و جو میکنه. پیر خرد دست بث رو میگیره و بهش یاد میده چه طور در دنیای آشوب زدش که همه چیز از کنترلش خارجه و هر بلایی سرش اومده، زندگیشو(همون شطرنج و مهره ها رو) کنترل کنه و نقش فعال داشته باشه تااا به قهرمانی برسه.

با خوردن قرص های آرامبخش روانگردان و یا مخدر آشنا میشه و همین داستان بعدن با واسطه مادرخونده شکست خورده در زندگیش(شوهرش و دوست پسر مکزیکیش ولش کرده) به خوردن افراطی الکل و روابط جنسی آزاد کشیده میشه. این خصوصیات همون سایه فرد رو نمایندگی میکنه که در روانکاوی یونگی اگه کسی میخاد به کمال برسه باید باهاش روبرو بشه. در فیلم میبینیم که بعد از این که در اوج غرق شدگی دقیقا شب مسابقه با بورگف قهرمان شطرنج جهان، هارمون هم مواد زده هم تا خرخره عرق خورده و هم با دختر فرانسوی(نماد روابط آزاد) و اون پسرای تو هتل احتمالا رو هم ریخته. صبح مسئول مسابقات وقتی زنگ در رو میزنه، هارمون از وان حموم که شب توش به مرحله بیهوشی رسیده بوده(نماد اوج غرق شدن در این مسائل و سقوط) بلند میشه و دو تا قرص مخدر میندازه بالا و میره مسابقشو به راحتی میبازه...

در مراحل فرایند تکامل باید اول با خصوصیات زشتش روبرو بشه و بپذیره و کنترلشون کنه و سپس در مرحله بعد تکامل باید بث باید با آنیموس خودش متحد بشه ولی فیلم به وضوح نشون میده بث نمیتونه عشق واقعی خودشو از بین اون 3 شطرنج بازی که دوست داره پیدا کنه. با یکیشون روهم میریزه ولی اون طرف بیشتر از دختره به شطرنج توجه میکنه و باعث میشه رابطشون پایدار نباشه. از همه منطقی تر اون پسرس که شطرنجو ول کرده و رفته مهندسی میخونه ولی بازم هارمون باهاش رل نمیزنه، بلکه یه رابطه دوستی سازنده خوبی بین همشون برقرار میکنه که آخر فیلم هم نشون میده دارن از آمریکا راهنماییش میکنن که بورگف رو فردا چه طوری شکست بده. به هر حال فیلم سعی میکنه بگه یه اتحاد حداقلی نه در حد وصلت ولی در حد دوستی صمیمانه بین بث و دوست پسراش به وجود اومده.

در قسمت نهایی بث وقتی الکل رو ترک کرده و قرص مخدر رو هم میزاره کنار، میتونه بورگف(غول در سفر قهرمان) رو شکست بده و به آرامش برسه. به آرامش رسیدنشم اینطوریه که به جای اینکه بره جشن بگیره و عکس بندازه، میره با پیرمردای پارک(نماد ریشه ها و اصالت) بازی کنه و لذت ببره.

نتیجه؟ بث با سایه که همون مخدر، الکل و روابط آزاد هست، مواجه شد و حضمش کرد. یه درجه رشد کرد و با آنیموسش در یه سطح حداقلی متحد شد و یه درجه دیگه رشد کرد و تونست به حدی از خود شکوفایی و سلف خودش برسه. از یه بچه یتیم به یه ملکه(که اسم فیلم هم گامبی ملکه هست) تبدیل شد. ملکه هم که در شطرنج دستش بازه و هر حرکتی بخاد انجام میده و نوعی خود شکوفایی داره!

3 مرد تنومند

خواب دیدم تو خونم نشستم که یه مرد تنومند (قد مثلا 2 متر هیکل بسکتبالیست NBA) اومد تو خونم و مستقیم رفت توالت پی پی کنه!

دوباره یه مرد تنومند دیگه اومد تو و رفت توالت.

و برای سومین بار این اتفاق افتاد. و من بر بر نگاهشون میکردم و تعجب کرده بودم.

از خواب بیدار شدم. سحر بود.

احتمالا ناخودآگاهم داره بهم میگه یه سری موضوعاته که باقی مونده و بزرگ هم هست و باید دفع بشه. یا داره دفع میشه... هر چی هست فکر کنم خواب خوبیه.

Por una cabeza

یه موزیک رویایی

و

نسخه پیانو سولو

درس هفته بعدمه! ریزه کاری و کارای تزئینی جانبی زیادی داره ولی ارزش وقت گذاشتن روشو داره.