دیشب یه کلیپ دیدم که پیر مرده میگفت شبا زود بخابید چون تایم داره، هر اورگان بدن تو یه تایم خاصی سرویس میکنه خودشو و باید خواب باشید. والا از 40 سالگی به بعد دهنتون سرویسه و ال و بل... البته پدرم همیشه دیرخوابید و 9 صبح بیدار شد و هیچیشم نشده... ولی خب... تصمیم گرفتم از این به بعد زود بخابم و زود از خواب بلند بشم. تصمیمم 10 شب خواب و 5 صبح بیدار شدنه... اگه بشه...

تو خوابیدنش موفق بودم ولی تو بیدار شدنش نه :) امروزم خیلی بهتر فرش و سر حالم...

واما دیشب خواب دیدم 4 تا دختر نامهربان(بیشتر از خود راضی کم محل بده)، جوان و زیبا(سکسی) با لباسای عجیب تو خونمه. خونمم فقط خودم توش بودم. کم کم باهاشون احساس قرابت کردم و اونا هم با من راحت شدن.

لباسهاشونم به این صورت بود که غیر از جای خصوصیشون و موهای سرشون که هر دو جا پر موهای بلند و پریشون بود باقی بدنشون لباس داشت و پوشیده بود! یه جورایی شبیه بعضی لباسهای شب زنانه... مثل اسپایدرمن بودن، از در و دیوار و میله و این چیزا بالا پایین میرفتن.

دشمنانشون که مردهایی سیاه چهره و کمی چاق بودن(شبیه بعضی میوه فروشای زیر آفتاب سوخته شده باشن) و آدم زیاد ازشون خوشش نمیاد رو که دقیق یادم نمیاد کی بودن رو به خونه من دعوت میکردن و ناگهانی و بی سر و صدا به قتل میرسوندن! من هم نسبت به این عملشون بی تفاوت بودم. نگاشون میکردم. یه جورایی از کنارشون بودن احساس امنیت هم میکردم...

حتی حدس هم نمیتونم بزنم تعبیرش چیه. آنیمام داره بعضی آرکیتایپ هامو ضعیف میکنه؟ نمیدونم واقعا...