لبت شاد و دلت خرم عنان روشنت روشن
کسی میخوابد و خوابش نمی گیرد
لبت شاد و دلت خرم عنان روشنت روشن
کسی می خوابد و خوابش نمی گیرد
کسی از پشت دیوار زمان آواز می خواند
پلنگی ماه را با ماده اش در آب می نوشد
پلنگی ماه را با ماده اش در آب می نوشد
نگاه شاعر آشفته بیدار است اما مردمش در خواب
در خواب … خواب … در خواب …
یه تمرین نقد روانکاوانه بکنیم. لبت شاد و دلت خرم عنان روشنت روشن: فضایی که برای ما ترسیم میشه یه فضای روز و روشن هستش که شاعر برای ما آرزو میکنه که اینطوری باشیم ولی تو دل شاعر قضیه 180 درجه فرق میکنه. کسی میخوابد و خوابش نمی گیرد: دل شاعر عین شب سیاهه... و شاعر این متن تلاش میکنه بخوابه ولی خوابش نمیبره، یه موضوعی داره اذیتش میکنه و فکر و احساساتشو درگیر کرده. وارد قسمت دوم شعر میشیم. به نظر میرسه حالا چشماش گرم شده و داره تو فضای نمادین ناخودآگاه یه چیزایی میبینه. کسی از پشت دیوار زمان آواز میخواند. موضوع برمیگرده به گذشته. گذشته ای که دیگه قابل تغییر نیست و یه دیوار جلوی ما و اونه که نمیتونیم ازش رد شیم و تغییرش بدیم. اتفاقاتی افتاده که شاید سالها ازش گذشته.و الان داریم خوابشو میبینیم. خواب شاعر چیه؟ پلنگی ماه را با ماده اش در آب می نوشد. پلنگ که نماد شکار و رقابت و قدرته استعاره از خود شاعر خواب دیدس. و ماه که نماد زیبایی و درخشانی و زنانگیه، نماد عشق کهنه و قدیمیه پلنگ قصه ماست که خیلی ازش دوره. پلنگ به ماه دسترسی نداره و الان داره عکسشو تو آب برکه میبینه. یعنی خاطرات کهنه قدیمیشو تو فضای احساسات(آب برکه) با خودش مرور میکنه و لیسش میزنه یعنی تو ذهنش داره با خاطرات عشق خارج از دسترسش معاشقه میکنه...
نگاه شاعر آشفته بیدار است اما مردمش در خواب: دوباره برمیگردیم به اول قصه و فضای اولیه مرور میشه. مردم همه خوابن ولی شاعر با اون خاطرات کهنه تلخ و شیرین، نمیتونه بخوابه... از طرف دیگه برداشتم اینه که شاعر داره فخر میفروشه که تونسته این فضا رو با زبان نماد و تمثیل به تصویر بکشه و مردم که عاجزن این کار رو بکنن، از این رو خودشو بیدار و مردمو خواب بیان میکنه و به تصویر میکشه.
نهایتا تکرار 3 بار کلمه خواب قشنگ داره سیگنال میده که این شعر در فضای خواب و ناخودآگاه در جریانه...

خواننده حالا اینو گوش بده