فیلم کشتی گیر(بعضیا ترجمه کردن قهرمان) رو دیدم و بسیاااار لذت بردم. 

نقد هایی ازش خوندم که خب فیلم رو توضیح داده بودند ولی نکاتی هست که کمتر جایی دیدم گفته بشه یا اگه گفته شده خیلی روش مانور داده نشده.

مهمترین ایده ای که این فیلم روش تاکید داره که بگه اینه که انسان امروزی مخصوصا انسانی که در محیط کاری آمریکا درحال زندگی کردنه، انقدر در "محیط مصنوعی کاری" خودش غرق شده که از "زندگی واقعی" خودش باز مونده. محیط مصنوعی کار، پر زرق و برقه، مردم برای آدم هورا میکشن. از توش پول در میاد و شبها تموم میشه. ولی زندگی واقعی در روز با شب زمین تا آسمون فرق داره. حتی اسم آدما توی محیط مصنوعی کار با اسم تو زندگی واقعی فرق میکنه. طرف تو رینگ اسمش "رمه" و خیلی بیرون رینگ هم تاکید داره که منو "رم" صدا کنید. در این حد غرق شده در محیط کار که حتی هوویت هم براش نمونده. یا اسم زنه تو استریپ کلاب یه چیزه، بیرون که میاد یه چیز دیگس.

از ویژگیهای محیط مصنوعی کار اینه که برای نمونه محیط رینگ کشتی کچ با اون تماشا چیان با لذت میشینن و جر وا جر شدن دو تا دلقک رو تشویق میکنن، وقتی طرف که دهنش سرویس شده از رینگ میاد بیرون و نقابشو برمیداره، میاد تو دنیای واقعی لبخند تو رینگ تبدیل به اخم همراه با درد شده، میبینه که کمر درد داره، تمام تنش زخم و زیلیو قلوه کنه، پول اندکی بابت جر واجر شدن دریافت میکنه که کفاف اجاره خونه رو هم نمیده، بر خلاف سوت و تشویقهای تو رینگ، کسی تو زندگی محل سگ هم بهش نمیزاره. چهره مسرور از تشویق مردم جاشو میده به چهره ترکیده بعد از استفراغ یا چهره پر از کبودی و موهای پریشون در بیمارستان. آدم با اون قدرت و هیبت میشه یه مشت پر عقاب.

دوستان مرد داستان همه پیر شدن، کسانی که زمانی تو رینگ شیر میدان بودن همدیگرو جرواجر میکردن و 1.5 میلیون بیننده داشتن، الان یکیشون ویلچری شده، یکیشون سوند بسته توان کنترل ادرار خودشو هم نداره. واقعیت زندگی اینه که آدم پیر میشه و محیط مصنوعی کار عین آشغال پیرهارو پرتشون میکنه بیرون و کسی که همه چیزشو پای کار، شادی تماشا چیا، پولدار شدن صاحب کار ها خرج کرده بعد اومدن تو محیط واقعی زندگی هیچی براش نمونده. محیط زندگی کشتی گیر یه ون قراضه، یه خونه کانکسی، یه دختر لز منحرف که از باباش نفرت داره و کلی درد و مرض که تو تنشه. برای فرار از این محیط مثل خوردن مشروب که همه چیزو از یاد آدم میبره، پناه میاره به یه محیط پر زرق برق و مصنوعی دیگه از جنس زنونه... اونجا یه بدبخت دیگه مثل خودشو فقط با یه جنسیت متفاوت پیدا کرده،زنی هست باید با وجود داشتن یه بچه نوجوون، با این که بهش توهین میشه، با این که بهش میگن تو همسن ننه من هستی، مجبوره تنشو، عفتشو لخت کنه و بریزه جلو چشمان هیز یه مشت مرد عوضی و در صورت درخواست بره تو اتاق VIP. نکته مهمی که این فیلم نشون میده اینه که بعضی آدما تو این محیط غرق میشن به طوری که مرد داستان برای موندن تو این محیط تنها دخترشو (دار و ندار زندگی واقعیشو) ترک کرده. یا زنه برای این که تو محیط کاریش حرفه ای رفتار کرده باشه مجبوره وارد یک رابطه عاطفی که از جنس زندگی واقعیه، نشه. فیلم نشون میده زندگی واقعی پای زندگی مصنوعی قربانی شده.

"نزدیکی به مرگ" و "زندگی واقعی" خیلی تو این فیلم تنگاتنگن. اصولا هر کی تو این فیلم پیرتره زندگیش واقعی تره. حتی قهرمان داستان وقتی سکته قلبی میکنه و بهش میگن نزدیک به مرگ شدی و نباید دیگه کشتی بگیری(تو محیط مصنوعی کار نباید بمونی) تازه میفهمه که باید زندگی واقعیشو تقویت کنه. میره دنبال ارتباط بهتر با دخترش که براش پدری نکرده، سعی میکنه برای خودش یه رابطه عاطفی سالم ایجاد کنه نه این که مشتری یه استریپ کلاب باشه.

نکته مهم دیگه اینه که مردم، اصولا سعی میکنن آدمی که میخاد به زندگی واقعی برگرده رو به زندگی مصنوعی برگردونن. مانعش میشن. مردم رام دلقک شومن رو بیشتر دوست دارن تا رام پدر و همسر نمونه. مردم پم رقاص لختی رو بیشتر از زن مادر فداکاردوست دارن. همین میشه توی فروشگاه طرف برمیگرده میگه تو "رم" کشتیگیر دهه 80 هستی و "رم" که دستش خونی میشه و بوی خون به مشامش میرسه، مثل یه معتادی که داشته ترک میکرده، به دماغش بوی مواد میرسه و برمیگرده به دنیای مصنوعی، تو رینگ. رینگی که همه از جمله پم، ما بیننده های فیلم و خود رم هم میدونن منجر به مرگش خواهد شد. فیلم نشون میده تعلق به دنیای مصنوعی کاری آدمو غرق خودش میکنه و منجر به رستگاری در زندگی واقعی نمیشه. برای رم اون فیگوری که روی طناب رینگ میگیره و مردم براش سوت میکشن مهمتر از مرگی هستش که چند ثانیه بعد براش رقم میخوره و این اوووج حماقته. زندگی در برابر کف و سوت چند تا تماشا چی دوستدار خشونت روانی.

3 تا نکته انتهایی

تو خیلی از صحنه های فیلم رم با پرچم آمریکا نشون داده میشه. مولفه های آمریکایی بودن این آدم خیلی زیاده. موی بلند دهه هشتادی بر خواسته از فرهنگ راکن رول، آهنگایی که گوش میده، لباسایی که میپوشه، سبک زندگی که داره به شدت آمریکائیه. و از همه مهمتر، تو محیط مصنوعی نقطه مقابل آیت الله ایرانیه. پس به نظر میرسه غرق شدن تو محیط کار در کشوری مثل امریکا خیلی پر رنگ باشه و ما که تو ایران زندگی میکنیم نمیتونیم 100% این فیلم رو درک کنیم. چون تو محیط آمریکا نبودیم و درک درستی از اونجا نداریم

دوم اینکه این فیلم دعوای سیاسی بین ایران و آمریکا رو به شکل خیلی بامزه ای نشون داده. نبرد رم آمریکایی و آیت الله ایرانی. آیت الله هم که واضحه نظام سیاسی ایرانه :) نشون میده که یه بار آمریکا چند ده سال پیش زده خار ایرانو عنایت کرده و الان برای بار دوم میخاد همین کار رو بکنه ولی زور سابق رو نداره. آیت الله آدم بدیه، هی از پشت حمله میکنه، جوانمردانه نمیزنه، سیاهپوست و چندش آوره، هی پرچم ایرانو تکون میده اونم وسط جمعیت نژاد پرست و کشور پرست آمریکایی. ولی همون جنازه رم آمریکایی هم پرچم آیت الله رو میگیره و میشکونه و بر اساس آنچه که در فیلم آمده آمریکا در نهایت هستیشو سر این قضیه میده. یه فیگور خوشگل رو طناب میگیره، همه کف میزنن و میپره و صفحه سیاه میشه(مرگ رم). که البته این فیلم در سال 2008 ساخته شده و این روزای ایران رو باید به کارگردان فیلم نشون بدیم و بگیم علی الظاهر اشتباه میکرده... رم زده  آیت الله رو عنایت کرده و الانم داره رو کاناپه ترتیب پم رو میده... ولی یه جورایی هم درسته دیگه... اگه قبول داشته باشیم که آمریکا در بهترین حالت دنبال سرنگونی نظام ایرانه، یک دهم انرژی که تو سالهای اخیر گذاشته رو برای سرنگونی شاه خرج نکرد و شاه ترکید. چند ده سال پیش شاه رو ترکوند ولی الان نفس جنگیدن برای براندازی نداره... بگذریم...

و اما نکته سوم، ایران در این فیلم مختص آیت الله نیست. آیت اللهی که فی الواقع آمریکاییه و ایرانی هم نیست. ولی دکتر مویدی زاده واقعا ایرانیه! این ایرانی به رندی د رم زندگی میبخشه و آن ایرانی زندگی میگیره.

نتیجه نهایی:

این فیلم به کارگردانی آرونوفسکی، مثل فیلم "مرثیه ای بر یک رویا" که میگفت مردم تو خط مواد نیوفتید که این تابستون زمستونی هم داره، یک نوع موعظه اخلاقیه. درواقع میخاد بگه آهای مردم تو محیط مصنوعی کار غرق نشید. نزارید موهومات جای واقعیات زندگیتونو بگیره، به زنتون، بچتون، زندگیتون بیشتر بها بدید. سعی نکنید دلقک مردم باشید. برای مردم زندگی نکنید و ازین حرفا... اگه ندیدید، حتما توصیه به دیدن میشود.